قلَمروے בُפֿـترونہ ے مـטּ

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را دریاب

پاییز که بیاید
عاشقانه ترین روزهای من در جشن زردی ها آغاز می شود


پاییز که بیاید
چشمان من با نگاهی از تو
غسل عشق داده می شود
پاییز که بیاید
من از  نو
عاشق صدای پای مسافری از دور می شوم


پاییز که بیاید
شادی بخش ترین لبخند عاشقانه ام را
در اعماق وجودم برای تو حفظ خواهم کرد



پاییز که بیاید
دلم ناصبور تو را خواهد خواست


پاییز که بیاید
من در میان خش خش ممتد
برگهای خشکیده پاییزی
نشانی از طراوت تو خواهم خواست


پاییز که بیاید
عطر یاد تو در یاس های سفید کوچه امان
پیچک وار می پیچد


پاییز که بیاید
من با تو و بی تو خواهم بود


پاییز که بیاید
من دوباره و از سر نو عاشق تو خواهم شد

 

 

از پاییز و مدرسه رفتن به شدت متنفرم.
شب های طولانی و بلند پاییز همیشه برام عذاب آور بوده
شاید تنها موضوعی که پاییز رو برام قابل تحمل میکنه آبان ماه و هفتمین روز آبان یعنی روز تولدمه
یک ماهی میشه انتخاب رشته کردم ولی هنوز هم شک دارم و نمی دونم انتخابم درست بوده یا نه!
واقعا نمی دونم به چی علاقه دارم!

به نظرتون انسانی برای من مناسبه؟ 

 

 


بعداً نوشت: نظر سنجی جدید گذاشتم!


نوشته شده در شنبه 25 شهریور 1391ساعت 09:27 توسط asemanenili| ارسال نظر(5)



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران