قلَمروے בُפֿـترونہ ے مـטּ

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را دریاب

 

مدتهاست که ساعتها وبگردی میکنم و وقتی به خودم میام می بینم ساعتها گذشته.
راستش اینجور موقع ها حالم گرفته میشه ازیه طرف هیچی درس نخوندم و از یه طرف مامانم از دستم شاکیه که ساعتها تلفن رو اشغال کردم.
همچین مواقعی برای اینکه دیگه عذاب وجدان نداشته باشم سیم رابط رو از کامپیوتر میکشم و می اندازم تو کمد لباس هام تا شاید اینجوری دستم بهش نرسه و این عادت مسخره رو ترک کنم
اما روز بعد دوباره همه چیز رو فراموش میکنم و این طرف و اون طرف دنبال کلید کمد لباس هام که شب قبل به خاطر اعصبانیتم پرتش کردم یه گوشه می گردم اینجور مواقع شبیه آدم های خماری هستم که برای پیدا کردن مواد از هیچ تلاشی فروگذار نیستن!
برای ترک این عادتم باید یه فکر اساسی کرد ولی چه فکری؟
چند روز دیگه امتحانات خرداد شروع میشه اگه قرار باشه اوضاع اینجوری باشه....

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391ساعت 20:18 توسط asemanenili| ارسال نظر(3)

 

آيا ميدانستيد با همين کارتهاي عضو شبکه شتاب که در دست داريد ميتوانيد بجاي دريافت وجه نقد از اين دستگاه و اون دستگاه
درزهاي لپتاپتان را تميز کنيد؟!!؟
نــــــــــــــــــــه خدائيش ميدونستيد؟؟؟؟
 
وضعِ نت يه جوري شده که ،
هفت هشت تا تب باز مي کني،
بعد مثل سيخاي کباب هي دونه دونه ازاون اول تاآخر بهشون
سرميزني ببيني درچه وضعيه،لود شده يا نه..!
 
بايد تو چشم اونايي که واسشون کاري ميکني اما تشکر نميکنن زل بزني بگي :
وظيفم نبود، لطف کردم !!
 
ديدين بعضيا وقتي مي‌شينن رو صندلي چرمي بعد صدا ميده
يه بار ديگه صداشو در ميارن که بگن مال صندلي بوده؟!!
فاجعه اونجاست که صداش ديگه در نياد !
خخخخخخخخخخخ !!
 
از من به شما نصيحت:

کسي که هميشه سعي ميکنه بقيه رو شاد کنه
بيشتر از همه تنهاست
اون رو تنها نذاريد
چون هيچوقت به شما نميگه که بهتون نياز داره
 
 

بند انداز برقي صورت و بدن ، سنگ پا ، گل سر جادويي ، عطر جادويي گل سنجد ، ساعت LE…D ، ليزر پوينتر ، شارژر اضطراري موبايل ….
[
سايتهاي ايراني ، نتيجه ي جستجوي مقاله

نوشته شده در یکشنبه 03 اردیبهشت 1391ساعت 20:33 توسط asemanenili| ارسال نظر(1)

برو بمیر : برو گمشو !

بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !

می میرم برایت : عاشقتم!

می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟

مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟

نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !

مردیم تا … : صبرمان تمام شد !

مرده : بی حال !

مردنی : نحیف و لاغر !
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی ؟
 
نوشته شده در جمعه 25 فروردین 1391ساعت 21:51 توسط asemanenili| ارسال نظر(4)

 

دیروز دبیر دین و زندگی اسم چند تایی از بچه ها رو عوض کرد
چون تشابه اسمی تو کلاسمون زیاد بود و دبیرا مجبور بودن بعضی از دانش آموزان رو به فامیل صدا بزنن واین موضوع که دانش آموز رو تمام مدتی که تو مدرسه است به فامیل صدا بزنن واقعا عذاب آوره...
تازه چه برسه به اینکه اسم و فامیل دو تا دانش آموز دقیقا مثل هم باشه و دبیرا مجبور باشن دو تا دانش آموزا رو به اسم پدر صدا بزنن
خلاصه این موضوع باعث شد هرکس برای خودش یه اسم انتخاب کنه و دبیر دین و زندگی هم اسامی جدید رو خیلی کمرنگ کنار اسم های خود بچه ها تو دفتر نمرات نوشت

ای کاش دبیر دین و زندگی این کارو زودتر انجام می داد چون الان آخر سال و دیگه به همون اسامی قبلی عادت کردیم

ولی این موضوع نه تنها برای من بلکه برای همه ی همکلاسی هام جالب بود.

نوشته شده در پنج‌شنبه 17 فروردین 1391ساعت 18:25 توسط asemanenili| ارسال نظر(1)

همه چيز از يه بطری بازی شروع شد . . . !
كمی بعد از نيمه شب . . . !
روی يك ميز شش نفره همه مست و خراب . . . !
بطری چرخيد ، چرخيد و چرخيد . . . !
همه چشمها به چرخشش بود . . . !
حركتش كم شد . . . !
كم تر و كم تر . . . !
تا بالاخره ايستاد . . . !
سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت می كردم . . . !
با چشم مسير سر تا انتهای بطری رو طی كردم . . . !
آخرش رسيد به اون . . . !
نگاهم كرد و خنديد . . . !
بلند بلند می خنديد . . . !
دليل خنده هاش رو نمی فهميدم تا اينكه ساكت شد و خيره به من . . . !
به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه . . . !
...رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور . . . !
رو دستات راه برو .....!
يا يه چيزی مثل همينا . . . !
كه يهو كوبيد روی ميز و ابرو هاشو تو هم كرد . . . !
گفت : حـكـم . . . !
"عاشقم شو" . . . !
و من بايد عمل می كردم اين قانون بازی بود . . . !
نوشته شده در چهارشنبه 09 فروردین 1391ساعت 14:24 توسط asemanenili| ارسال نظر(5)

 

الان یک ساعته تو اتاقم نشستم و در دیوار اتاقم رو نگاه می کنم
آخه یه خانمه بعد از شیش روز تازه یادش افتاده که باید بیاد دیدو بازدید منم که طبق معمول حوصله نداشتم بشینم و به حرفاش گوش بدم و یا ازش پذیرایی کنم پناه آوردم به اتاقم
همین چند دقیقه پیش که داشتم در و دیوار اتاقم رو برسی می کردم چشمم به تقویم سال نود که هنوز رو میزم بود افتاد.
خلاصه تصمیم گرفتم برای اینکه زودتر زمان بگذره خاطرات سال نودم رو بنویسم.
ولی واقعا به یاد آوردن خاطراتی که برمیگرده به مدتها قبل کار سختیه.
 

برای مرور خاطرات نود بریم ادامه مطلب


CONTINUANCE
نوشته شده در یکشنبه 06 فروردین 1391ساعت 19:49 توسط asemanenili| ارسال نظر(5)

۱- افغاني ………..صدقه تو شونوم!……….....….!Sadghe to shonom

2- انگليسي ……………..آي لاو يو!…………................…!I love you

3- ايتاليايي …………………تي آمو!…………………....….........!Ti amo

4- اسپانيايي …………….ته کويرو !……………....…....………!Te quiro

5- آلماني ………….ايش ليبه ديش!…………......……!Isch liebe dich

6- آلباني ……………………..ته دوه!………………....…....…....!Te dua

7- ترکي …………….سني سويوروم!…………....…..!Seni seviyurom

8- پرتغالي ………………….او ته آمو!………………........….!Eu te amo

9- چيني ………………….وو آي ني!……………….......………!Wo ai ni

10- چکي …………………ميلوجي ته!………………......…….!Miluji te

11- روسي ………………يا تبيا ليوبليو!……..…...…!Ya tebya liub liu

12- ژاپني ……………………آيشيتريو !……………………...…!Aishiteru

13- سويدي …………ياگ السکار داي!……...…...….!Yag Elskar dai

14- صربستاني ……………….وليم ته!……………......………!Volim te

15- عربي …………………..انا بحيبک!……..….….…….!Ana Behibbek

16- فارسي …………….دوست دارم!…...………..…..!Dooset daram

17- فرانسوي ……………….ژ ت آيمه!…………….……….….!Je t aime

18- فيليپيني ……………..ماهال کيتا!……………….……..!Mahal kita

19- کره اي ……………..سارانگ هيو!………..………….!Sarang heyo

20- لهستاني ………………کوهام چو!……………………!Koham chew

21- مجارستاني ……………..سرتلک!…. …………..………..!Szeretlek

22- ويتنامي ……………….آن يه و ام!…….………………..!An ye u em

23- يوناني …………………….سغه پو!…………………..……!Sagha paw

24- يوگسلاوي …………….يا ته ووليم!…………….....……….!Ya te vol

نوشته شده در پنج‌شنبه 03 فروردین 1391ساعت 11:57 توسط asemanenili| ارسال نظر(2)

 

می آید، آرام آرام

خوش بو تر از خورشید

با دامنی پر از شکوفه می آید

از لابلای جنگل وحشی و قلب باغچه ها

از خیال بهار مالامال

بهار فصل درنگ عاطفه در کوچه باغهاست.

 

 

 سلام

عید همه گی پیشاپیش مبارک

امیدوارم سال نود و یک سال خوبی برای همه باشه.

 

مثل ماهی زنده...

مثل سبزه زیبا...

مثل سمنو شیرین...

مثل سمبل خوشبو...

مثل سیب خوشرنگ...

و مثل سکه با ارزش باشید

 

 

درود بر فرزندان پارس و میراث داران کورش بزرگ.

اغازسال 7034آریایی،سال 3750 زرتشتی و2571هخامنشی

و1391خورشیدی مبارک. 

 

نظرات خوبتون بهترین عیدی برای منه

پس لطفا این عیدی رو از من دریغ نکنید

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند 1390ساعت 10:30 توسط asemanenili| ارسال نظر(1)

 

دیشب همه فامیل دور هم جمع بودیم یهو دیدیم زنگ میزنن …رفتم در رو باز کردم دیدم پسر خالمه…تایلند بوده یه راس از فرودگاه اومده بود خونه ما.. خانومشم خونه ما بودخلاصه اومد نشست و یه چایی چیزی خورد یهو بلند بلند به خانومش گفت عزیزم ، هیشکی مثل تو نمیشه !!! یهو دیدم مث اینکه اتم زده باشن جمع از هم پاشید و هر کی رفت یه طرف…!!! پسر خاله سوتی بده من دارم؟سوتی نبود که تیر آهن وِل کرد لامصب…!!!یه مین خودمو گذاشتم جای زنش و این فکر اومد تو سرم که: از هزار تا فحش بدتر اینکه شوهرت از تایلند برگرده، بگه: عزیزم ، هیشکی مثل تو نمیشه !!! فک و فامیله داریم؟

☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
بابام به مامانم سپردم جمعه ها هفت صبح بیدارش کنه….. بگه امروز جمعه است ، بگیر بخواب !…. فک و فامیله داریم…؟؟؟

☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
مادرم داشت چیپس میخورد یهو گفت اوه اوه چقدر تنده فلفلیه؟ بعد روی چیپسو نیگا کرد گفت نه, نوشته کچاپ ! بعد با خیال راحت شروع به چیپس خوردن کرد و به این ترتیب چیپس دیگر تند نبود! فک و فامیله داریم؟

☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
رفتیم خاکسپاری فامیلموون داداشش خودش انداخته تو قبر که اول منو باید خاک کنید ، باباشون بیل و ور داشته داره خاک میریزه روش میگه آره، توهم برو پیش داداشت نذار اونجا تنها باشه!!!! فک و فامیله داریم؟

☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
جمعه دارم میرم کارواش بابام میگه جایی میری ؟ میگم آره میرم کارواش میگه پس ماشین منم ببر یه آبی بهش بزن !!! بگیرمش این یکی دستم یا بزارم تو کیفم ؟! فک و فامیله داریم ؟
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
مامانم میگه آب جوش میریزی بسم ا… بگو میگم مگه جنها بیکارن بچشونو بیارن تو ظرفشوییه ما میگه خب بچن دیگه شیطونن خودشون میان! فک و فامیله داریم؟؟؟؟
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
خواستگار اومده برام ، خواهر پسره میگه برادر ما اولین بارشه میاد خواستگاری واسه همین خجالتیه. مامان بزرگ منم واسه بازار گرمی میگه دختر ما هم اولین باره واسش خواستگار میاد. فک و فامیله داریم؟
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
رفتم یه پیراهن خریدم پوشیدم مادرم دیده میگه عوضی عجب پیرهنی خریدی لامصب چقدر بهت میاد ! یه ماشالا از زبونش در نیومد ! فک و فامیله دارم ؟!
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
بابام میگه یه خودکار از تو کیفت در بیار دستمو کردم تو کیفم دارم دنبال خودکار میگردم میزنه پس کلم میگه زود باش مگه قرعه کشی یه هی دست میندازی توش می چرخونی ! ؟؟؟ فک وفامیله داریم !

☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
عمم جوراب مشكي پوشيده جورابش رنگ پس داده فكر ميكنه كبود شده ، ميگه دست نزنيد پام درد ميكنه !
رفته دكتر،دكتره دست زده ديده رنگه .
عمه متوهمي داريم...
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
یکی از علایق و سرگرمی های بابای من وقتی بچه بودم و دبستان می رفتم این بود که ورمیداشت تو پاک کن من ، نوک اتد (نوک مدادی) فرو می کرد بعد وقتی من میخواستم دفترمو پاک کنم ، دفترم خط خطی میشد منم حرص میخوردم که چرا من میخوام دفترمو پاک کنم باز خط خطی میشه؟؟؟
بابام قـــــــــــش می کرد از خنده!!!!! من (قیافه یه بچه مو بور تپل دماغ آویزون رو تصور کنین): :| :| :| :| :((((((
بابای کودک آزاااااااااااااره من داشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
سانت مونده بود تا پازل ١٠٠٠ تيكه ام كامل بشه . بعد داداش كوچيكم اومد همشو خراب كرد و دوتا تيكشم خورد به مامانم كه ميگم ، ميگه بچم چيزيش نشد؟؟؟!!! تو نميفهمي نبايد وسايلتو جلو دست اين بچه بذارى؟ اگه چيزيش ميشد چي!!!!!!!! فك و فاميله داريم؟؟؟؟؟!!!!!

☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
نشستیم داریم فیلم اکشن میبینیم یه دفه بابام یه لگد محکم بهم زد.میگم چرا میزنی؟میگه خواستم حس ال ای دی سه بعدی بهت بدم که جلو دوستات احساس حقارت نکنی !!! فک و فایمله داریم !
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
نوشته شده در پنج‌شنبه 25 اسفند 1390ساعت 09:31 توسط asemanenili| ارسال نظر(2)

 

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.

لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.

لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.

لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.

لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»

لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.

لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.

لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.

لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.

لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.

لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.
 

 

 

 

ببخشید اگه بی ادبی بود 

راستی نظر یادتون نرههههه

 

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1390ساعت 21:48 توسط asemanenili| ارسال نظر(1)



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران