قلَمروے בُפֿـترونہ ے مـטּ

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را دریاب

بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم.

نهايت هر چيزي همين 10 تا بود.

از بابا 10تا بستنی مي خوا ستم. مامانو 10 تا دوست داشتم ...

خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن چندتاست ده تا بستني هم کفافمو نمي ده خيلي هم طمعه کار شده ام

اما مي خوام بگم دوستت دارم، مي دوني چقدر؟

به اندازه همون ده تاي بچگي

 

نوشته شده در یکشنبه 09 بهمن 1390ساعت 15:03 توسط asemanenili| ارسال نظر(2)

 

حواست به دلت باشد

آن را هر جایی نگذار ...
 
این روزها دل را می دزدند
 
بعد که به دردشان نخورد
 
جایِ صندوقِ پست آن را

در سطل آشغال می اندازند

و تو خوب می دانی دلی که المثنی شد

دیگر دل نمی شود
 
نوشته شده در جمعه 07 بهمن 1390ساعت 15:56 توسط asemanenili| ارسال نظر(1)

 

هرزه می نامی...!
دختری را..
که تار مویی بیرون روسری دارد...!
یا سیگاری به دست...!!
یا دست عاشقی در دست...!!
... ولی من....
هرزه تو را می خوانم...!!
که هر سخن بی اساسی...
با ذهن ات همبستر می شود...!!
و افکاری این چنین...
حرام زاده...
در دامنت می پروراند...!
 
نوشته شده در جمعه 07 بهمن 1390ساعت 15:46 توسط asemanenili| ارسال نظر(6)

 

مدتهاست مجازی میخندیم…

مجازی شادیم…

مجازی عاشق میشیم…

مجازی همدیگه رو دلداری میدیم…

امــــــا…………..

.
.
.
واقعی تنهاییم!

واقعی درد میکشیم!

واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم…..
 
نوشته شده در جمعه 07 بهمن 1390ساعت 15:42 توسط asemanenili| ارسال نظر(0)



نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا