قلَمروے בُפֿـترونہ ے مـטּ
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را دریاب
هرزه می نامی...!
دختری را..
که تار مویی بیرون روسری دارد...!
یا سیگاری به دست...!!
یا دست عاشقی در دست...!!
... ولی من....
هرزه تو را می خوانم...!!
که هر سخن بی اساسی...
با ذهن ات همبستر می شود...!!
و افکاری این چنین...
حرام زاده...
در دامنت می پروراند...! نوشته شده در جمعه 07 بهمن 1390ساعت
15:46 توسط asemanenili|
ارسال نظر(6)
فراموشی رمز عبور
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
ثبت نام کاربران
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید


ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید