قلَمروے בُפֿـترونہ ے مـטּ

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را دریاب

دامن میزنی به فـصـل خـوش آرزوهــایم 

دامن میزنی به هــوای خـوش دلــخـوشی هـایم

می رســد بـهـار کم کم و دوبــاره با تـ ـ ـ ــو

بــایـد راه سرسبزی را طی کرد

با تـ ـ ـ ــو بــایـد مسیر خـوش طعم زنــدگــی را طی کرد

حــس آمـدنـت مثل یک احــســاس پـریــدن است

از پشت ابـرهای سفیـد و غـرق شــوق ...

حــس آمــدنـت مثل همیــــن بـهـــار است

مثل همیـــن نـــوروز است...

حــس آمـدنـت چـقـــدر دلـنـشـیـن است

تـ ـ ـ ــو سبــزه ای...

نــه...

تـ ـ ـ ــو شـیـــریـنـی سمنــو ...

نـــه ...

تـ ـ ـ ــو اصلا هـفت سین را هم دور زده ای...

شده ای آیــنـه ...

شده ای رحــل قـــرآن ...

شده ای تـنـگ ماهـی ها ...

شده ای دعــای وقـت تـحــویـل سـال...

شده ای محــول الحــول و الاحــوال

شده ای هـفت سیــن هـفت سیـن سفره ی دلـم ...

شده ای سیـب دلــم

تو نـــــوروز در نــــوروز شده ای...

وقـتـی که هر روز با چـشــمان تـ ـ ـ ــو عیــد است ...

وقـتــی که هر روز با نــفـس های تـ ـ ـ ــو بـهـــار است ...

وقـتــی که هر روز با صــدای تـ ـ ـ ــو

 لـبـخـنـد شـکوفـه های مدهوش پرتـقـال است ...

تـ ـ ـ ــو شده ای نـــوروز در نـــوروز ...

وقـتــی که بـــودنــت همیـــشه تحــویــل سال است

تـ ـ ـ ــو هرچند قدیـــمی ولی همیــشه تـــازه ای ...

همیـــشه تبـریک هـزاران لـبـخـنـد و تـرانه ای ... 

تـ ـ ـ ــو نــه کـهـنـه ای ... نـــه گــذشـتـه ای ...

تـ ـ ـ ــو همیــــشه آمده ای ...

همیـــشه آیـــنــده ای ...

تـ ـ ـ ــو

اشـتـهـای آجـیــلـهـای مــخــفــی شـده در دست های کــودکــانــه ای ....

تـ ـ ـ ــو با عیـــدی های  نـــوروز غیــر قـابـل مـقـایـسه ای ...

تـ ـ ـ ــو

یک عیـــدی جــــــاودانــــه ای ...

 

-----------------------------------------------------------

ســــــــــال نو مبــارکــــــــــــــ


نوشته شده در سه‌شنبه 29 اسفند 1391ساعت 10:38 توسط asemanenili| ارسال نظر(7)



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران