قلَمروے בُפֿـترونہ ے مـטּ

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را دریاب

 

مرد درحال تمیز کردن ماشین بود
 
که متوجه شد پسر ۸ ساله اش بر روی ماشین خط می‌اندازد
 
مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی ‌بر دست کودک زد
 
بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود
 
در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد
 
 کودک پرسید: «پدر انگشتانم کی رشد می‌کند؟» 
 
مرد نمی‌توانست سخنی بگوید...
 
به سمت ماشین بازگشت وشروع کرد به لگد کردن ماشین
 
 و چشمش به خراشیدگی کودک خورد
 
که نوشته بود: «دوستت دارم پدر»
 
 

 


نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند 1390ساعت 14:53 توسط asemanenili| ارسال نظر(2)



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران